گلدان هنوز پنجره ای از بهار داشت              گلدان هنوز با نفس نور کار داشت

با ماهتاب درد دلی نا امید کرد                      با آفتاب ِ هرگز ِ فردا قرار داشت

با آسمان شکایت ِ دوران تیره گفت              از انتظار گفت ، از او انتظار داشت

با جاده گفت ، جاده هم اما سکوت کرد        مثل همیشه حسرت قدری غبار داشت

در سرفه های پنجره فریاد ِ زنده ای است   جولان ِ باد با گل و گلدان چه کار داشت ؟!

افسوس می خورم که فراموش می شوی       تاریخ مصرف تو هنوز اعتبار داشت