سلام

اول :

 انشاالله همين جمعه ... هفتم مرداد ... از پنج تا هشت عصر ...

با حضور آقايان و خانم هاي علاقه مند ...

و احتمالا جناب آقاي راهي ...

در منزل من جلسه ي ادبي برگزار خواهدشد.

علاقه مندان به حضور با من تماس بگيرند.

ضمنا ً دو غزل جديد بنده پس از ارائه در اين جلسه در پست بعدي فوران  

به نمايش گذاشته خواهند شد. پس ازهم  اينك تمناي اظهار نظر دارم.

دوم :

نا پرهيزي كردم و اخيرا ً در دو جلسه ي ادبي شركت نموده ام. شاهين شهر و چادگان.

سطح انديشگي و ادبيت قاطبه ي آثار دوستان ، دست كمي از سطح داوري كنگره هاي

اين روزها ندارد!

 

 

 

 

تو رفتي و پدر آرام بي قراري كرد

گلي كه بوي تو را داشت آبياري كرد

 

خبر رسيد كه تو مرده اي ، تحمل كرد

اگرچه مادرت آن روز ، سخت زاري كرد

 

كنار پنجره طاقت نداشت مكث كند

به باغ رفت و غزل خواند و داغ داري كرد

 

پرنده را به هوا داد و سال ها پس از آن

هواي لحن پر از حسرت قناري كرد

 

خبرنگار ِ تو آمد ، پدر مصاحبه كرد

و بر درستي يك حرف ، پافشاري كرد

 

به مرد گفت كه مرگ ِ تو اشتباه ِ تو بود

و مرد رفت و پدر نيز سوگ واري كرد