سلام
انشاالله جلسه ی بعدی از جلسات شعر خانگی
در ماه جاری خواهد بود.
در صورت تمایل به حضور تماس بگیرید
از تجربه ی جدا شدن می گفتم
از لحظه ی دست و پا زدن می گفتم
تصویر تو در آینه افتاد که من
بی واسطه با خودم سخن می گفتم
از لحظه ی رعد و برق تا بارش ابر
از جنبش یک غزال تا غرش ببر
از من تا تو ... تمام این جریان ها
آبستن حادثه است با منطق جبر
مرتضی پارسا
من تنی را در شب پاییز ، می رقصم
من خودم را از خودم لب ریز می رقصم
بی شباهت نیست توفان را و رقص من
در شب یخ کرده توفان خیز می رقصم
شعر من یا با تنت بر دار خواهد شد
یا تو را حتی به دار آویز می رقصم
در مصاف مشت وسنگ وسینه و گوگرد
ای برادر جان چه شور انگیز می رقصم
شب تمام سایه ها را در خودش حل کرد
من تمام سایه ها را نیز می رقصم
زهرا آریان
دوستان سلام