سلام ...
عید مبارک !!!!!!!!!!!!! دوباره !!!!!!!!!!!!
و مرگ دوست شاعر اصفهانی ( محمد رضا نصر )
این جوان مهربان و بلند بالا و خوش سیما را که در آخرین روزهای سال ۹۱
بسیارغافلگیرانه با سکته ی مغزی از دنیا رفت به جامعه ی ادبی تسلیت عرض می کنم.
بهار ، مشغله ای بود تا خزان برسد که مرگ مفرط و سرمای بی امان برسد
بهار ، خدعه ی تلخی برای ماندن بود که پیر ، دق کند و نوبت جوان برسد
تنی پر آفتم و بین راه می افتم نباید افت مرگم به خانمان برسد
خزان رسید و بهاری نیامد و سردم وکاش دوزخ عشق تو ناگهان برسد
خزان رسید و کسی برگ برگ می ریزد که پاره پاره ی شعرش به این و آن برسد
هم چنین عرض کنم که سی دی دکلمه ی (سطرهای پایانی ) منتشر شد.
این سی دی حاوی دکلمه برخی از سروده هایم است که قبلا ً در دفتری به همین نام
با مجوز ارشاد به چاپ رسیده بود و در کار اخیر از موسیقی زمینه استفاده شده است.
علاقه مندان به دریافت ، همچنین دوستان مرتبط با جامعه های هنری تماس حاصل کنند .
دوستان سلام